تمامی هستی و آفرینش جهان به نوعی از جنس انرژی است و البته به جز خداوند که صاحب خلقت است و از هیچ جنسی نیست. هر یک از انسان ها و مخلوقات شبیه فرستنده و گیرنده هستند که هر دو در یک قالب قرار دارند و انرژی های خاصی را از خود صاتع می کنند و انرژی هایی را نیز جذب می کنند که بر اساس قانون جذب هر نوع انرژی را با هر میزان فرکانسی انتشار دهیم دقیقا از همان نوع به سوی خودمان جذب می کنیم، یعنی اگر انرژی مثبت انتشار دهیم، به همان شدت هم انرژی مثبت دریافت خواهیم کرد و این موضوع برای انرژی منفی نیز صدق می کند.
قانون جذب که در زبان انگلیسی به آن Law of attraction می گویند به طور مختصر اینگونه بیان می کند که هر چیز که در ذهن بشر به آن فکر شود، در دنیای حقیقی به صورت واقعی اتفاق می افتد، چه افکار خوب و مثبت باشد و چه زشت و منفی.به دلیل انتزاعی بودن قانون جذب، میزان به حقیقت تبدیل شدن تصاویر ذهنی دقیقا به میزان شدت تمرکز روی آن موضوع بستگی دارد و باید این تفکرات به شکلی باشد که بتوان در ذهن و فکر آن ها احساس کرد و به آن ها باور داشت.
اگر چه قانون جذب بعد از قانون اصلی یعنی قانون ارتعاش می آید و در واقع قانون جذب را قانون ثانوی می نامند اما بر اساس تعریف ساده قانون جذب به هر چیزی که فکر کنی همان اتفاق می افتد. قانون جذب به صورت کلی دارای سه مرحله می باشد:
  • مرحله اول تجسم است که انسان از ذهنش برای فکر کردن به آن چیز استفاده می کند و از آن را برای خود مجسم می کند.
  • مرحله دوم احساس است که علاوه بر تجسم احساس فراتری در مورد خواسته اش دارد و شور و شوق دارد که همراه با لذت می باشد که همین جا فرکانس های ناشی از آن مرتعش می گردد و باعث جذب خواسته خود همانند یک مگنت می شود.
  • مرحله سوم دریافت است از طریق شرایطی که به وسیله نیروهای طبیعی ، قابل رویت و نا مرئی ، انسان خواسته فکری خودش می رسد.
باید دقت کرد که انسان هر آنچه را که ببیند روی احساساتش تاثیر می گذارد یعنی اگر شما یک تصویر بدی را ببینید دقیقا روی احساسات شما تاثیر بدی خواهد داشت همین طور در مورد تصاویر و رویدای مثبت. البته ذکر این نکته هم واجب است که اعمال ما هم دارای انرژی های منفی و مثبت است و اعمال مثبت عکس العمل مثبت دارد و بالعکس و همین مورد است که گاه با وجود فکر ها و حس های مثبت، اتفاقات منفی و ناخوشایند برای انسان اتفاق می افتد.